![]() |
![]() |
|
| دنیا را در کنار تو دوست دارم |
|
سال نو مبارك
|
|
+ نوشته شده در
87/01/03ساعت 18:51 توسط بهاره |
|
|
Rasen Ft. Deragel-Mashang ghashang دانلود کن خیلی باحال شده
کسایی که بلد نیستند از 2sharedدانلود کنند پایین توضیح دادم |
|
+ نوشته شده در
86/09/18ساعت 11:46 توسط بهاره |
|
|
سلام بچه ها امروزروز تولد , تولد یکی از بهترین های دنیا اول بهش تبریک بگیم بعد بریم معرفیش کنیم . خوب: عزیزم تولدت مبارک هزار ساله باشی مهربون حالا میگم تولد کیه درسته تولد خودمه بله درسته بهاره خانم گل مبارک باشه این روز عزیز به تمام دوستان خوب بچها شما بهش تبرک نمی گید خوشحال میشه اگه بگید پس منتظر میمونم ققققققققققربون دوسسسسسسسستای گل و مهربونم برم دوسسسسسسسسسسسستتون دارررررررم بابایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی مبارککککککککککککککککککککککککککک گل ناز به خاطر اینکه سرم خیلی شولوغه امروز آپ میکنم ولی تولد من 16 آذر ماه در هر صورت تولدم مبارک باشه
|
|
+ نوشته شده در
86/09/06ساعت 15:43 توسط بهاره |
|
|
در دادگاه عشق قسمم قلبم بود .. وکیلم دلم بود... حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد پس محکوم شدم به تنهایی و مرگ کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم من گفتم به تو بگویند دوستت دارم؟!!!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
86/08/20ساعت 13:36 توسط بهاره |
|
به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند .
|
|
+ نوشته شده در
86/08/09ساعت 4:9 توسط بهاره |
|
|
خیلی سخته ولی .... چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی به قلبت هدیه داد نگاه کنی وبه جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز دوستش داری چقدر سخته دلت بخوادباز سرترو به دیواری تکیه بدی که یه بار چقدر سخته توی خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی و اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بهش بگی چقدی سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هات روخیس کنه اما مجبور باشی بخندی که نفهمه هنوز دوستش داری چقدر سخته گل آرزوهات رو توباغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک عشق من باغچه ی جدید رو بهت تبرک میگم کاش بهم میگفتی ....... من تمام آرزوهام تو بودی حالا امسال کی برام تولد بگیره حالا باید احساس کنم که .... نمیدونم چی باید بگم جز اینکه بهت تبرک بگم گل من کاش ...... خیلی دوستت دارم عزیزم دوستت دارم تا ابد اگه فراموشم کنی ... اگه دوستم نداشته باشی ... اگه ..... چی کار کنم چرا تنهام گذاشتی ولی بازم میگم مبارک...... |
|
+ نوشته شده در
86/07/27ساعت 17:19 توسط بهاره |
|
|
آرزوهام آرزوهام توی سینه مردن , مردن, مردن غصه ها زنگ صدام رو بردن ,بردن ,بردن ای نالم نه نه دستی به سویم , نه رنگی به مویم نه یه همدمی که با او قصه دلمو بگویم تو که رفتی ز کنارم دیگه مونسی ندارم کارمن گریه وزاری مثل پاییز بهارم خسته ام من ,خسته ام من ,مثل مرغ بال وپر شکسته ام من سالها کنج قفس نشسته ام من میدونم هیچکی تو دنیا همدم من نمیشه آخه هیچکی شریک غصه و غم نمیشه هر چی درده هرچی غصه ست مال قلب منه چرا ای خدا یه ذره از غمم کم نمیشه خسته ام من,خسته ام من ,مثل پاییز بهارم سالها کنج قفس نشسته ام من آرزوهام توی سینه مردن ...... |
|
+ نوشته شده در
86/07/26ساعت 11:56 توسط بهاره |
|
گل خشک مگر,ای بهتر ز جان!امشب از ما بهتری دیدی که رخ تابیدی و در ما به چشم دیگری دیدی ؟ زاشک من چه میدانی گرانی های دردم را ؟ زتوفان شبنمی دیدی, ز دریا گوهری دیدی به یاد آور که میخواهم بمیرم اندر آغوشت در آغوش سحر در آسمان گر اختری دیدی الا ای دیده ی دلبر! ز افسون ها چه می نالی ؟ نکردی خویستن بینی, کجا افسونگری دیدی ؟ مرا مانده ست عقلی خشک و دامانی تر از دنیا بسوز ,ای آتش غم ! هر کجا خشک و تری دیدی تو را حق می دهم, ای غم,که دست از من نمیداری که با کمتر کسی این سان دل غم پروری دیدی مرا , ای باغ دل ! اگر سوزی , سزاوارم که در گلشن نهان خشک بی برگ و بری دیدی تهیدستی نصیب شاخ , از جور خزان آمد میان باغ اگر گنجینه ی باد آوری دیدی ز« من » یاد کن , وز نام او در دفتر گیتی اگر برگ گل خشکی میان دفتری دیدی
|
|
+ نوشته شده در
86/07/16ساعت 15:6 توسط بهاره |
|
|
+ نوشته شده در
86/07/08ساعت 21:1 توسط بهاره |
|
|
وداع !؟ در کوهستانی به نام عشق, رشته کوهی است به نام صفا , رودی از آن جاریست به نام وفا, به دریایی میریزد به نام وداع ؟! در میان سروده های ذهنش حتی یک واژه هم نیستم اول راه میگفت سرودم به خاطر تو اما دیر فهمیدم که مخاطبش من نیستم میگفت داشتنت آرزوی من است بعد فهمیدم که حتی یک سنگ هم نیستم میگفت بی تو هیچم بی تو میمیرم,اما حال که گفتم یا علی گفت با تو که نیستم در زوزگاری که هر کس ماهی به شب دارد ماه من تاریک شد برای روز میلاد نگاهت نگاهم را به چشما ن تو دوختم وزآن پس با دلی آشفته از فکر, تو را چون زورقی بر دل کشیدم تو رفتی و نگاه تو خزان بود و من از ترس در جانم نفهمیدم تو گفتی دل داده ای دیوانه معشوق و من دیر فهمیدم در اشتباهم تو را از خاک من نساخ |