![]() |
![]() |
|
| دنیا را در کنار تو دوست دارم |
گل خشک مگر,ای بهتر ز جان!امشب از ما بهتری دیدی که رخ تابیدی و در ما به چشم دیگری دیدی ؟ زاشک من چه میدانی گرانی های دردم را ؟ زتوفان شبنمی دیدی, ز دریا گوهری دیدی به یاد آور که میخواهم بمیرم اندر آغوشت در آغوش سحر در آسمان گر اختری دیدی الا ای دیده ی دلبر! ز افسون ها چه می نالی ؟ نکردی خویستن بینی, کجا افسونگری دیدی ؟ مرا مانده ست عقلی خشک و دامانی تر از دنیا بسوز ,ای آتش غم ! هر کجا خشک و تری دیدی تو را حق می دهم, ای غم,که دست از من نمیداری که با کمتر کسی این سان دل غم پروری دیدی مرا , ای باغ دل ! اگر سوزی , سزاوارم که در گلشن نهان خشک بی برگ و بری دیدی تهیدستی نصیب شاخ , از جور خزان آمد میان باغ اگر گنجینه ی باد آوری دیدی ز« من » یاد کن , وز نام او در دفتر گیتی اگر برگ گل خشکی میان دفتری دیدی
|
|
+ نوشته شده در
86/07/16ساعت 15:6 توسط بهاره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام به وبلاگ من خوش آمدید خوشحال میشم اگه برام نظر بزارین (بهاره)
|
| آرشیو موضوعی |
|
پرواز |
|
RSS
|
|
فالنامه
|
|
|